خبرگزاری مهر، گروه استانها: اربعین امسال برای مردم قزوین تنها تکرار یک مراسم سالانه نبود؛ شهری که امسال ماههای سختی را پشت سر گذاشته در روز اربعین با پیادهروی دلدادگان حسینی بار دیگر به میدان آمد تا در غیاب زائران خود در کربلا، سهمی از این حماسه بزرگ داشته باشد.
ساعت هنوز به ۹ صبح نرسیده بود که میدان میرعماد قزوین، نقطه آغاز پیادهروی دلدادگان حسینی، آرامآرام مملو از جمعیت شد. خانوادهها یکی پس از دیگری خود را به میدان میرساندند؛ کودکان در کنار والدین، نوجوانان با کولههای بر دوش و جوانانی که پرچمهای ایران و یا لثارات الحسین را در دست داشتند.
قرار بود حرکت ساعت ۹ آغاز شود اما حضور مردم از حدود ساعت ۸ آغاز شده بود. گرمای هوا نیز از همان ساعات ابتدایی خودنمایی میکرد با این حال جمعیت منتظر آغاز حرکت بود؛ حرکتی که قرار بود در قزوین، یاد و خاطره مسیر نجف تا کربلا را برای جاماندگان از پیادهروی اربعین زنده کند.
اربعین؛ این بار با طعم دیگری
ساعت حدود ۹:۳۰ دقیقه جمعیت از میدان میرعماد به سمت آستان مقدس امامزاده حسین(ع) به راه افتاد؛ مسیری که اگرچه فاصلهاش با جاده نجف تا کربلا قابل قیاس نبود اما برای بسیاری از حاضران فرصتی بود تا فراتر از یک مراسم شهری، خود را بخشی از جریان اربعین بدانند.
اربعین امسال برای مردم ایران حالوهوای متفاوتی دارد. تجربه جنگ اخیر و شهادت جمعی از فرماندهان و چهرههای اثرگذار، باعث شده مفهوم عاشورا، شهادت و خونخواهی برای بسیاری از مردم ملموستر از گذشته باشد.
در میان جمعیت، آیت الله حسین مظفری، امام جمعه قزوین نیز حضور داشت. او با اشاره به شرایط متفاوت اربعین امسال اظهار کرد: اربعین امسال در غیاب و فقدان قائد شهیدمان و امام عزیزمان برگزار میشود و مردم ما خونخواه خون پاک و مطهر ایشان و همه شهدایمان هستند.

وی با بیان اینکه مردم از سر ارادت و عشق به اباعبدالله(ع) در این اجتماع حضور یافتهاند، افزود: مثل همه مردم عزیز از باب ارادت و عشقمان به ابیعبدالله(ع) در میان جمعیت حضور پیدا کردیم و امیدواریم نام همه ما جزو دلدادگان آن حضرت باشد.
این تفاوت در سخنان و حالوهوای مردم نیز دیده میشد؛ پرچمهای یا لثارات الحسین تنها یک نماد در دست جمعیت نبود، بلکه بخشی از فضای معنایی این پیادهروی را شکل میداد؛ اربعینی که امسال برای مردم، بیش از همیشه با مفهوم شهادت، مقاومت و خونخواهی پیوند خورده است.
جاماندگانی که خودشان را به مسیر رساندند
یکی از ویژگیهای این پیادهروی، حضور گسترده خانوادهها بود. کودکان و نوجوانان در کنار پدر و مادرها قدم میزدند و بسیاری از خانوادهها تلاش کرده بودند این برنامه را به فرصتی برای انتقال تجربه اربعین به نسل جدید تبدیل کنند.
خانم نجفی، دختر نوجوانی که همراه پدرش و با کولهای بر دوش در این پیادهروی شرکت کرده بود، درباره دلیل حضورش میگوید: آمدیم پیادهروی بینالحرمین را تجربه کنیم. اینجا آمدیم تا حال و هوای کسانی را که الان زائر امام حسین(ع) هستند، بهتر درک کنیم.
او از تجربه حضور در میان مردم نیز رضایت داشت و گفت: اینجا یک حس آزادی و حس خوب وجود دارد؛ واقعاً حس عالی و قشنگی است که کسی که آمده اینجا میتواند آن را تجربه کند.
حضور نوجوانان البته تنها به راه رفتن در مسیر محدود نمیشد. بخش قابل توجهی از خادمان موکبها را همین نوجوانان تشکیل میدادند؛ نوجوانانی که شربت و خوراکی توزیع میکردند، به زائران خدمت میکردند و در کنار بزرگترها مسئولیتهای مختلف موکبها را برعهده گرفته بودند.
شاید یکی از مهمترین تصاویر این مراسم همین حضور نسل نوجوان باشد؛ نسلی که اربعین را نه فقط در قاب تصاویر تلویزیونی یا روایتهای والدین، بلکه از مسیر خدمت و حضور مستقیم تجربه میکند.

موکبهایی که فرهنگ اربعین را به قزوین آوردند
در طول مسیر، موکبهای مختلف پذیرای مردم بودند. شربت، ساندویچ و دیگر اقلام پذیرایی در میان جمعیت توزیع میشد و در کنار خدمات پذیرایی، برخی موکبها خدمات مشاوره مذهبی نیز ارائه میکردند.
اما پشت این پذیرایی ساده، یک فرهنگ قدیمی قرار داشت؛ فرهنگ خدمت به زائر که سالهاست یکی از جلوههای اصلی پیادهروی اربعین است.
حجت مددخانی، از فعالان مردمی اربعین حسینی در قزوین، درباره شکلگیری این برنامه و استقبال مجموعههای مردمی میگوید: کل این مجموعه برنامهای که امروز در قزوین برگزار میشود توسط مجموعههای مردمی برنامهریزی شده است و از ابتدا اشتیاق مجموعههای مردمی برای حضور و برپایی موکبها بسیار زیاد بود.
این اشتیاق را میتوان در حاشیه مسیر دید؛ جایی که گروههای مختلف مردمی، هرکدام به اندازه توان خود بخشی از کار را برعهده گرفتهاند.
خانم محمدی یکی از همین خادمان بود که همراه چند بانوی دیگر، مشغول آمادهسازی ساندویچ برای پذیرایی از شرکتکنندگان بود. او گفت: ما برای موکب مواد را آماده میکنیم تا بچهها ساندویچ درست کنند و بین مردم توزیع کنند.
برای او، خدمت در این مراسم ادامه همان فرهنگ جاری در مسیر اربعین است؛ فرهنگی که در آن، حتی کسانی که امکان حضور در کربلا را پیدا نکردهاند، تلاش میکنند سهمی از این حماسه داشته باشند.
او میگوید: ما اینجا در قزوین داریم کربلا را تجربه میکنیم و آمدهایم برای جاماندگان اربعین خدمت کنیم.
محمدی اربعین امسال را متفاوت از سالهای گذشته میداند و معتقد است تجربه جنگ و شهادتها باعث شده مردم، ارتباط عمیقتری با مفهوم عاشورا برقرار کنند.
او میگوید: با توجه به اینکه ما یک جنگ را پشت سر گذاشتیم و صحنههایی از کربلا را لمس کردیم، به نظر من این اربعین خیلی به اربعین امام حسین(ع) نزدیکتر است؛ چون ما مصیبتهای زیادی داشتیم و در رأس آن، رهبر شهیدمان و سردارهایمان را از دست دادیم. فکر میکنم به همین واسطه، این اربعین خیلی نزدیک به اربعین امام حسین(ع) شده و مردم با گوشت و پوستشان آن را لمس میکنند.

اربعین، یک راه و یک فرهنگ
پیادهروی دلدادگان حسینی در قزوین در نهایت به آستان مقدس امامزاده حسین(ع) رسید؛ جایی که جمعیت برای اقامه نماز جماعت ظهر و عصر گرد هم آمدند.
مسیر تمام شده بود اما آنچه در طول مسیر شکل گرفته بود، تنها یک اجتماع چندساعته نبود. خانوادههایی که با فرزندان خود آمده بودند، نوجوانانی که خادم موکبها شدند، بانوانی که از ساعتها قبل برای آمادهسازی پذیرایی مشغول بودند و مردمی که با وجود گرمای هوا قدم در مسیر گذاشتند، هرکدام بخشی از یک روایت بزرگتر بودند.
روایتی که میگوید اربعین تنها به حضور در جاده نجف تا کربلا محدود نمیشود؛ اربعین یک فرهنگ است؛ فرهنگ حرکت، خدمت، همدلی و زنده نگه داشتن پیام عاشورا.
قزوینیها در این روز، تلاش کردند همین فرهنگ را در شهر خود بازآفرینی کنند؛ برای کسانی که امسال در کربلا حضور ندارند، برای کودکانی که میخواهند اولین تجربههای خود از اربعین را به دست آورند و برای نوجوانانی که شاید سالهای آینده خودشان در مسیر نجف تا کربلا قدم بگذارند.
پرچمهای ایران و یا لثارات الحسین در طول مسیر بالا بود و در مقصد، صفهای نماز شکل گرفت؛ تصویری که نشان میداد برای این جمعیت، پیادهروی تنها رفتن از یک نقطه شهر به نقطهای دیگر نبود.
قزوین در اربعین امسال، با قدمهای مردم، خدمت موکبها و حضور خانوادهها، روایتی شهری از یک حماسه جهانی ساخت؛ روایتی که در آن، جاماندن از کربلا به معنای جاماندن از اربعین نبود.
اینجا، هرکس سهم خودش را از این مسیر برداشت؛ یکی با قدمهایش، یکی با خدمتش، یکی با پرچمش و دیگری با تربیت نسلی که باید این راه را ادامه دهد.
و شاید معنای دلدادگان حسینی همین باشد؛ اینکه اگر فاصلهای میان تو و کربلا افتاده هنوز میتوانی قدمی در همان مسیر برداری.


نظر شما